Return to page

لاپلاس

لاپلاس

 

لاپــــــــلاس

 

 

پیرسیمون دولاپلاس (۱۷۴۹-۱۸۲۸) ریاضیدان و منجم نظری فرانسوی و در زمان خود آنچنان مشهور بود که نیوتن فرانسه خوانده می شد. علاقه اصلی او در طول زندگیش مکانیک سماوی، نظریه احتمال و ارتقاء مقام بود.
در سن بیست و چهار سالگی عمیقًا درگیر جزئیات کاربرد قانون گرانش نیوتن در کل منظومه شمسی بود که در آن، سیارات و اقمار آنها تحت تأثیر خورشید نیستند، بلکه به اشکال درهم و پیچیده ای در یکدیگر تأثیردارند. حتی نیوتن معتقد بود که گاهی مداخله الهی لازم است تا از پیدایش بی نظمی در این سازو مکار پیچیده جلوگیری شود. لاپلاس تصمیم گرفت که دلایل علمی این موضوع را جستجو کند و موفق شد ثابت کند که یک منظومه شمسی ایده آل در ریاضیات عبارت است از دستگاه دینامیکی پایداری که همواره بدون تغییر بماند. این دستاورد تنها یکی از پیروزیهای فراوان اوست که در اثر بزرگ و تاریخیش تحت عنوان مکانیک سماوی (که در پنج مجلد از سال ۱۷۹۹ تا ۱۸۲۵ انتشار یافت) ، آمده است. در این اثر کارهای چندین نسل از ریاضیدانان برجسته راجع به گرانش گردآوری شده است. متأسفانه به خاطر شهرت آینده اش، همه مراجع مربوط به اکتشافات پیشینیان و معاصران خود را حذف کرد، و امکان این توهم را به وجود آورد که همه این مطالب و نظرات متعلق به خود اوست. حکایات زیادی در رابطه به این کاوش ذکر شده است. یکی از مشهورترین آنها حاکی از زمانی است که ناپلئون برای نشان دادن نقطه صعی از لاپلاس، به او اعتراض کرد که چرا کتاب قطوری راجع به دستگاه جهان نوشته است بدون اینکه حتی مکانیک سماوی او برای نسلهای بعدی به جا ماند توسعه همه جانبه نظریه پتانسیل است، که در رشته های متعددی از علوم فیزیکی، از گرانش و مکانیک سیالات گرفته تا الکترومغناطیس و فیزیک اتمی، وسیعاً مطرح می باشد. باوجود اینکه لاپلاس اندیشه پتانسیل را از لاگرانژ گرفت بدون اینکه ذکری از این امر به میان آورد، ولی این نظریه را مورد استفاده آنچنان گسترده ای قرار دارد که از آن زمان، معادله دیفرانسیل نظریه پتانسیل همواره به معادله اساسی لاپلاس مشهور بوده است.
شاهکار دیگر او رساله نظریه تحلیلی احتمالات ( ۱۸۱۲ ) بود که آن کشفیات چهل ساله خود را در مورد احتمال تنظیم کرد. وی باز هم فراموش کرد از نظرات فراوان دیگران که با نظرات خود درآمیخته بود ذکری به میان آورد، ولی با این وجود متفق القول اند که کتابش در این زمینه بزرگترین اثری است که در این قسمت از ریاضی نوشته شده است. وی در مقدمه این کتاب می گوید:«نظریه احتمال اساساً چیزی نیست مگر برداشت معمولی که به صورت محاسبه درآمده است.» ممکن است چنین باشد، ولی ۷۰۰ صفحه آنالیز بغرنج بعدی، که در آن آزادانه از تبدیلات لاپلاس، توابع مولد و بسیاری ابزار غیر ابتدایی دیگر استفاده کرده است، به گفته بعضی، از نظر پیچیدگی حتی از کتاب مکانیک سماوی نیز فراتر می رود.
بعد از اتقلاب فرانسه، استعداد سیاسی و حرص لاپلاس برای کسب مقام به اوج خود رسید. هم میهنانش ازبی ثباتی و اطاعت وی در امر سیاست به تمسخر یاد می کنند. این بدان معناست که هر وقت تغییری درحکومت پیش آمد (که در آن زمان زیاد رخ می داد) لاپلاس با تغییر اصول معتقدات خود بآرامی با محیط ساگار می شد‐ او بین جمهوریخواهی شدید و مداحی از سلطنت در نوسان بود‐ و هر بار به شغلی بهتر وعنوانی مهمتر دست می یافت. مناسب است که او را با نماینده قلابی پاپ در بری که در ادبیات انگلیسی آمده است مقایسه کنیم که دوبار کاتولیک و دوبار پروتستان می شد. می گویند نماینده پاپ در جواب اتهام رنگ عوض کردن گفته است:«نه، این طور نیست، زیرا گرچه مذهب خود را تغییر می دادم ولی یقینًا به اصل خود پای بند بوده ام، اصلی که حکم می کند من باید تا پایان عمر اسقف در بری باقی بمانم.»
لاپلاس برای جبران خطاهایش، همواره در کمک و تشویق دانشمندان جوانتر دست و دل باز بود. او گاه و بیگاه به مردانی مانند گیلوساک شیمیدان، هامبولد جهانگرد و طبیعی دان، پواسون فیزیک دان و خصوصاً کوش جوان، که یکی از بزرگترین سازندگان ریاضیات قرن نوزدهم شد، در پیشبرد کارشان کمک می کرد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس پست الکترونیکی شما منتشر نمی‌شود.